از ولایت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تا ولایت فقیه

اطاعت مطلق از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در اجرای احکام الهی ـ اجتماعی قرآن، تنها راه نجات از تاریکی­ها و رسیدن به نور الهی است. حال سؤال این است: اینک که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به اعتبار ظاهر در این دنیا نیست، تکلیف ما در قبال احکام اجتماعی ـ حکومتی چیست؟ در پاسخ به این پرسش، دو وجه قابل تصور است:

  1. تکلیفی نداریم؛ یعنی عمل به چنین احکامی برای ما منتفی یعنی سالبه به انتفاء موضوع است.
  2. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم، جانشینانی برحق دارند که مؤمنان مکلف به اطاعت از آنان هستند.

بی­تردید گزینه نخست، غلط است؛ زیرا

  1. قرآن کتابی جهانی و جاودانی است و هدایت­گری آن به زمان و مکان و افرادی خاص، محدود نمی­شود. آیات زیادی در قرآن کریم بر این مدعا، دلالت دارد که یکی از آنها عبارت است از: «تَبارَکَ الَّذی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمینَ نَذیراً»[۱] (پرخیر و برکت است کسی که فرقان (قرآن) را بر بنده خود نازل کرد تا هشداردهنده­ای برای جهانیان باشد.)
  2. اگر قرار باشد به­خاطر فقدان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، عمل به برخی از آیات و سوره­های قرآن منتفی شود؛ بخش بسیار قابل توجهی از کتاب خدا، تعطیل خواهد شد؛ زیرا بسیاری از آیات و سیاقها به طور مستقیم به تنظیم مناسبات مردم با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرداخته؛ و بسیاری دیگر، به طور غیر مستقیم یعنی با نگاه تدبری و در ارتباط با قبل و بعد خود، درباره تعامل مردم با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. این در حالی است که قرآن عزیز، آخرین کتاب آسمانی و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، آخرین پیامبر الهی است؛ و تعطیل بخشی مهم از چنین کتابی، خلاف هدف خدا از ارسال رسل و انزال کتب است.

در نتیجه، گزینه دوم درست است. یعنی مؤمنان مکلف به اطاعت از جانشینان برحق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هستند. آیاتی در قرآن کریم بر این معنی دلالت دارد؛ از جمله: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم»[۲] (ای کسانی که ایمان آوردید! از خدا اطاعت کنید و از رسول او و صاحبان امر از خودتان اطاعت کنید)

حال سؤال این است که جانشینان برحق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، چه کسانی هستند؟ در پاسخ به دو جهت باید توجه کرد:

  1. ویژگی­های آنان به­گونه­ای باشد که شایستگی جانشینی پیامبر الهی صلی الله علیه و آله و سلم را داشته باشند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، شخصیتی است که قرآن بارها و بارها او را توصیف فرموده و به این ترتیب صلاحیت او را برای رهبری امت و اعتماد مردم به او تأیید کرده است. از جمله: «إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِینًا * لِّیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یهَْدِیَکَ صِرَاطًا مُّسْتَقِیمًا * وَ یَنصُرَکَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِیزًا * هُوَ الَّذِى أَنزَلَ السَّکِینَهَ فىِ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیزَْدَادُواْ إِیمَانًا مَّعَ إِیمَانهِِمْ» (ما برای تو گشایش ایجاد کردیم، گشایشی آشکار * تا خدا برای تو مغفرت کند گناه پیشین و آینده­ات را [یعنی تو را معصوم قرار دهد که هیچگاه گناهی نکنی، نه تا کنون و نه پس از این][۳] * و نعمتش را بر تو تمام کند [یعنی علاوه بر معصومیت از گناه، مصونیت از اشتباه را به تو عطا کند و بدین ترتیب نعمت خود را بر تو تمام گرداند] * و تو را به صراطی مستقیم هدایت کند [تا بهترین و نزدیک­ترین و امن­ترین راه را برای حرکت برگزینی] * و تو را به نصری مطلق و نفوذناپذیر نصرت دهد [به­گونه­ای که هیچ مانعی از جانب تو باعث محرومیت از نصرت الهی نشود] * او کسی است که آرامش را در قلوب مؤمنین فروفرستاد تا همواره بر ایمانشان افزوده شود [و هیچ­گاه در پیروی از تو دچار نگرانی نباشند]) می­توان نتیجه گرفت که جانشینان برحق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز مانند ایشان، معصوم از گناه، مصون از اشتباه، مهدی به صراطی مستقیم و منصور مطلق از جانب خدا هستند و خدا مؤمنان را در پیروی از ایشان؛ دل­آرام می­کند.
  2. ایشان منصوب از جانب خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم باشند؛ زیرا مهمترین ویژگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، همین است که منصوب از جانب خداست؛ طبعا جانشینی او نیز مقامی الهی است و نصب الهی می­خواهد.

بنابراین دو مطلب، جانشینان برحق رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، ائمه اهل البیت علیهم السلام هستند که اولا ویژگی­های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یعنی عصمت و مصونیت و مهدویت و منصوریت و… را دارند و ثانیا منصوب از جانب خدا و رسول او صلی الله علیه و آله و سلم هستند.[۴]

اما اینک دوران غیبت امام دوازدهم، حضرت بقیه الله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف است. در این دوران، تکلیف چیست؟ آن دسته از آیات قرآن که به تنظیم مناسبات ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرداخته است، چه حکمی دارد؟ فرایندهای الهی ـ اجتماعی را به رهبری چه کسی باید پیش برد و در اطاعت محض از چه کسی باید به سوی جامعه نورانی و تحقق وعده حاکمیت مؤمنان در زمین پیش رفت؟ در پاسخ به این سؤال نیز دو گزینه قابل تصور است:

  1. کسی برای رهبری الهی نیست و ما هم تکلیفی نداریم؛ یعنی عمل به چنین فرایندهایی برای ما منتفی و سالبه به انتفاء موضوع است.
  2. ائمه اهل البیت علیهم السلام، جانشینانی برحق دارند که مؤمنان مکلف به اطاعت از آنان هستند.

بی­تردید گزینه نخست، غلط است؛ و علت آن پیش از این بیان شد.

در نتیجه، گزینه دوم درست است. یعنی مؤمنان مکلف به اطاعت از جانشینان برحق ائمه اهل البیت علیهم السلام هستند. آیاتی در قرآن کریم بر این معنی دلالت دارد؛ از جمله آیه ۵۹ سوره نساء که پیش از این ذکر شد.

حال سؤال این است که جانشینان برحق ائمه اهل البیت علیهم السلام، چه کسانی هستند؟ در پاسخ به دو جهت باید توجه کرد:

  1. ویژگی­های آنان به­گونه­ای باشد که شایستگی جانشینی امامان علیهم السلام را داشته باشند؛ که این ویژگی­ها در حدیثی زیبا بیان شده و بخشی از آن عبارت است از: «…فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ‏ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِکَ لَا یَکُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَهِ لَا کُلَّهُمْ…»[۵] (پس آن کس از فقهاء (اسلام­شناسان خبره) که نگه­دارنده نفس خویش، نگاه­بان دینش، مخالف هوای خود، مطیع امر مولایش باشد، پس بر عموم است که از او پیروی کنند؛ و این نیست مگر بعضی از فقهای شیعه، نه همه ایشان.) و در حدیثی دیگر از امام زمان علیه السلام آمده است: «…وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاهِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّهُ اللَّهِ…»[۶] (اما در پیشامدهایی که واقع می­شود، پس در آن به راویان حدیث ما [فقها] رجوع کنید. پس آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم) براین­اساس، جانشین امام علیه السلام در غیاب او، باید فقیه، متکی به احادیث اهل البیت علیهم السلام، نگاه­دارنده نفس خود، نگاه­بان دین خود، مخالف هواهای دنیوی و مطیع امر مولای خود یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام باشد.
  2. تشخیص ویژگی­های فوق بر عهده مردم است؛ یعنی در دوران غیبت کبری، امام معصوم علیه السلام شخصی را به­طور مشخص معین نمی­کند تا مؤمنان از او پیروی کنند. بلکه ویژگی­ها را مطرح می­کند و تطبیق آن را بر عهده مردم می­گذارد. البته مردم نیز طبق سیره عقلایی خویش، با کمک خبرگان خود در تشخیص عالی­ترین فقیه ربانی اقدام می­کنند. تشکیل مجلس خبرگان رهبری در نظام مترقی جمهوری اسلامی به همین منظور بوده است. مردم، خبرگان معتمد خود از میان علمای وارسته را برمی­گزینند تا آنان فقیه واجب الاتباع مؤمنان را به ایشان معرفی کنند.[۷]

بنابراین در دوران غیبت، مکلف به اطاعت از ولی فقیه هستیم. او به نیابت عامه از طرف امام زمان علیه السلام، جامعه اسلامی را رهبری می­کند و ولایت او بر مؤمنان، همان ولایت ائمه و پیامبر صوات الله علیهم اجمعین است.[۸]

اگر گفته شود که ایشان معصوم نیست، پس پیروی از او واجب نیست؛ در جواب می­گوییم:

  1. ولی فقیه، از جانب خود حکمی نمی­دهد. او احکام الهی را از متون اسلامی (قرآن و روایات) و با کمک عقل اجتهادی خود، استنباط می­کند. پس ولی فقیه، واسطه­ای برای تشخیص حکم خدا و رسول صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام است. حال اگر فرض کنیم که او در تشخیص حکمی خطا کند، هم خودش و هم امت، معذور خواهند بود.
  2. ولایت فقیه در دوران حیات امام زمان علیه السلام است. یعنی هرچند امام علیه السلام غایب است، اما زنده است و مسائل امت را رصد می­کند و براساس ولایت باطنی خود، رهبر شایسته­ای را که امت برگزیده است، تأیید و تسدید می­کند. این تثبیت و تأیید به­خصوص در مسائل کلان و مهم وجود خواهد داشت. اساس این ادعا، قاعده لطف است. یعنی لطف خدای بزرگ بیش از آن است که امتی حق­جو را که در دوران غیبت امامشان از فقیهی شایسته تبعیت می­کنند، به­حال خود واگذارد و رهبر ایشان را به­واسطه امام زمان علیه السلام، تسدید نفرماید. مردم ما در تاریخ انقلاب اسلامی خود، به­وضوح شاهد این لطف الهی بوده و نمونه­های عینی لطف خدای بزرگ در تأیید رهبران الهی این نظام را دیده است؛ و تا زمانی که در دین­داری خود، ثابت قدم باشند و در حمایت از اسلام، کوتاهی نکنند، این لطف الهی مستدام خواهد بود.[۹]

[۱] سوره فرقان، آیه ۱

[۲] سوره نساء، آیه ۵۹

[۳] مغفرت، گاهی برای رفع گناه است و گاهی برای دفع. یعنی گاهی برای درمان است و گاهی برای پیشگیری. گاه کسی گناه می­کند و سپس مشمول مغفرت الهی می­شود و گاه کسی مشمول مغفرت الهی می­شود، پس گناه نمی­کند. هر دو مغفرت است اما یکی برای جبران و دیگری برای عصمت. وقتی خدا خطاب به رسولش صلی الله علیه و آله و سلم از مغفرت گناه او در گذشته و آینده سخن می­گوید، منظور عصمت است نه جبران. شاهد این مدعا، ذکر مغفرت گناهان آینده است؛ چون اگر منظور پیشگیری نباشد، لازمه منفی تجویز گناه برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیش می­آید ـ نعوذ بالله ـ .

[۴] توضیح بیشتر را در کتب کلامی ما (شیعه دوازده­امامی) و در مبحث امامت جستجو کنید.

[۵] وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۳۱

[۶] همان، صفحه ۱۴۰٫

[۷] دقت: اینکه تشخیص بر عهده مردم است، غیر از این است که نصب جانشین بر عهده مردم باشد. تشخیص مصداق ولایت فقیه، مردمی است اما نصب او به جانشینی امام علیه السلام، الهی است. البته الهی بودن نصب او به معنی نصب مستقیم از طرف خدا یا رسول صلی الله علیه و آله و سلم یا امام زمان علیه السلام نیست؛ بلکه این نصب، غیر مستقیم، یعنی براساس مبانی و شاخصه­هاست.

[۸] برای مطالعه بیشتر درباره ولایت فقیه، به کتبی که با این عنوان نوشته شده است، مراجعه کنید؛ مانند کتاب «ولایت فقیه» امام خمینی ره.

[۹] برای مطالعه بیشتر درباره قاعده لطف، به کتب کلامی مراجعه کنید.

1 پاسخ
  1. انسیه قرآنی says:

    حضرت امیرالمومنین(ع) میفرماید:ای مردم به عالم ربانی احترام کنید؛کسی که احترام او را نگه دارد احترام مولای خود را نگه داشته است. مگر انسان با اتکا به هر رای ونظری که تصور میکندویا میشنود می‌تواند در فتنه هایش آخرالزمان ایمانش را حفظ کند؟بدون وجود اصل ولایت فقیه و پیروی از او چگونه در جو مه آلود شبهات انسان می‌تواند حق و باطل را تشخیص دهد؟؟؟ وآیا بدون اطاعت از عالم ربانی که مصداق اتمش ولی فقیه است می‌توان مدعی شد که احترام ایشان را حفظ کرده است.همانطور که پیامبر(ص)به علی(ع) فرمود که:ای علی تو آن فاروق الهی هستی که حق را از باطل جدا میکنی،وجود این شخصیتهای الهی نیز در عصر غیبت که حجت امام بر مردمند فاروق حق از باطلند.وبدون اعتقاد به اینکه در عصر غیبت همواره قطعا در همه زمانها این شخصیتهای الهی وجوددارند و بواسطه آنها جامعه در سرگردانی نمیماندوبه صراط مستقیم هدایت میشود، اساسا معنای شیعه تحقق نمی‌یابد.

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *